رسیدیم به تابستون ۹۰

اون موقع ها چون دانشگاه نمیرفتم خیلی کم  همو دیدیم فکرکنم خیلیشم باهم قهر بودیم

بعد تولدم شد

منم خوشحال که لااقل تولدمو باهمیم و قهر نیسیم

نزدیک تولدم شد..دو روز موند..یه روز موند..روزه تولدم...روزه بعدش

صبر کردم و صبر...

گفتم حتما کار داره یادش رفته بالاخره یه تبریکو میگه

ولی اتفاقی نیفتاد تا خودم بت گفتم تولدم دو روز پیش بود